على بن حسين واعظ كاشفى
ديباچه 26
رشحات عين الحيات ( فارسي )
در زمرهء اولياء است و نشانهء ولايت ، قدرت بر اتيان خوارق عادت و ابراز كرامات مىباشد ، ذكر كرامات و خوارق عادات اوليا و مشايخ خانقاهها در كتب صوفيه و مخصوصا در كتب تراجم احوال آنان و بازگو كردن آنها به طريقههاى مبالغهآميز ، از جانب مريدان سادهدل و رواج اين فكر كه مشايخ از اسرار درون آگاهند و بر خواطر اشخاص اشراف دارند و آنچه را در پس پردهء غيب است مىدانند ، در دل ايلخانان و اميران و فرمانروايان ستمگر و صاحبان زور و زر ، بيمى و هراسى آميخته بتكريم و تحسين مىافكند ، بخصوص در تركان و مغولان كه به علت نادانى و جهالت ، عقايد خرافى بسيار داشتند و عوامل غيبى را در مجارى احوال و زندگانى انسانى مؤثر مىدانستند و ازآنرو سخت تحت تأثير قرار مىگرفتند و از كسانى كه چنين نيروئى مرموز را در اختيار داشتند به وحشت و دهشت مىافتادند و به آنان حرمت فراوان مىكردند . ديگران نيز ، به پيروى از بزرگان قوم ، در بزرگداشت و احترام مشايخ افراط مىورزيدند . مشايخ ، از چنين وضع و حال ، بسود طريقه و پيروان خود و نيز به حمايت مردم بىپناه ، از ستم فرمانروايان و اميران و شاهزادگان ، استفاده مىكردند . در اين خصوص شواهدى فراوان در دست است و هركه بخواهد مىتواند بكتب تراجم احوال رجال بزرگ صوفيه مراجعه كند . تركان و مغولان جاهل و متعصب ، بعد از اسلام آوردن ، يا زود تحت تأثير مشايخ متصوفه و علماى دين قرار مىگرفتند و آنان را معزز و محترم مىداشتند و به دستورهاى دينى و نصايح اجتماعى ايشان گردن مىنهادند و يا از روى ريب و ريا ، براى ادامه حكومت و فرمانروائى خود بر مردم ، صلاح خويش را در رعايت حال علماى مذهبى و جانبدارى از مشايخ صوفيه مىدانستند و همين امر برواج صورى و توسعهء ظاهرى تصوف خيلى مساعدت كرده است . اين نكته را نيز بايد خاطرنشان ساخت كه درست است عرفان مكتب مولوى و تصوف آميخته با زهد سهروردى و ابن العربى ، يا مشربهاى مختلف آن ، در مقابل هم قرار گرفته است ، ولى اين اختلاف و تباين نه چندان اصولى و قاطع است كه بتوان ،